اناربانو

متن مرتبط با «خدا از رگ گردن» در سایت اناربانو نوشته شده است

یک دل نازک و شکننده

  • نیلوبلاگ

    و بخوانید در ادامه......

    ادامه مطلب
  • آیا من از قافله عقبم؟ :|

  • نیلوبلاگ

    xa0 +این گوشیِ منه. و نه میتونم برم توی شبکه های اجتماعی باهاش و نه اصن دور و برش میپلکم.سالی یه بار یکی کاری داشته باشه زنگ میخوره. هراز گاهی هم اس ام اسی بدیم به دوستان قرار باشگاهی ،ددری ،جایی بزاریم. تازه قابش هم شکسته:| بعد خواهرزاده م 13 سالشه،گوشیِ اندروید خریده یکیمیلیون،تبلت خریده 1600،کامپیوترش از چشمش افتاده و حالا لب تاب میخواد اون هم اپِل ! بعد من ترم سه لیسانس بودم یک موبایل سامسونگ تاشو اندازه ی تخم مرغ با یک سیم کارت ایرانسل برام اوردند دانشگاه ،بعد من فرار می کرد م میگفتم نمیخو...

    ادامه مطلب
  • از رگ گردن بهم نزدیکتره

  • نیلوبلاگ

    یه صبحی که به زور از رختخواب کنده میشی و وقتی بلند میشی تازه میفهمی نمیتونی نفس بکشی و قفسه سینه ت بدجوری سنگینی میکنه و به خودت دلداری میدی ک چیزی نیست اما انگاربیحالی و ضعف و بعد سه ساعت هنوز یه تخته سنگ رو سینته و خیلی بریده بریده نفساتو میدی بیرون و بعدش فکر میکنی خب شاید دیگه دعات داره مستجاب میشه و وقت رفتن رسیده... شاید......

    ادامه مطلب
  • با خدا قهرم!

  • نیلوبلاگ

    قرار نیست که همیشه هرچی اون میخواد بشه! +قرار نیست هروقت اون دلش میخواد بشه! +قرار نیست ... وگرنه چرا آدم خلقمون کرد؟ یه حیوونی،مگسی،پروانه ای چیزی میافریدمون و خلاص! از عصری راس راسی باهاش قهرم!...

    ادامه مطلب
  • پیش از این ها...

  • نیلوبلاگ

    تا پیش از این که جور شود فکر می کردم خیلی راحت باشد. اما آنطور ها هم نیست. لااقل برای منی که دچار آلزایمر زودهنگام شده ام.میترسم. نگرانم نکند این فراموشی ها کار دستم بدهد.ساده ترین چیز ها هم از یادم می رود. وقتی یکی از بچه ها پرسید درمورد فردوسی برایمان صحبت کنید تو دلم گفتم چی بگم حالا!! طی این دو روز مطالعه م به طرز فجیعی زیاد شده. مدام سایت ها،مقاله ها و حتی کتاب های خاک خورده ی توی انباری را زیر و رو می کنم. نگرانم مبادا چیزی بپرسند و ندانم. خجالت آور است خب. سوالات آنها سخت نیست. من گرفتار ...

    ادامه مطلب